دوران ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در بازارهای انرژی برای همیشه به پایان رسیده است.

توجه: محتوای گزارش صرفاً جهت اطلاع منتشر شده و نقطه نظر نویسندگان آن است. موضوع شرایط حاکم بر خلیج فارس، تنگه هرمز و اراده ایران در ادامه بحران و جنگ تحمیلی موضوعات وابسته دیگری است که می تواند ذیل آن مورد توجه قرار گیرد و بینش های متفاوتی را خلق کند.

شرکت مشاوره مدیریت بین (Bain & Company) به‌تازگی گزارش جامعی تحت عنوان «انرژی و مواد ۲۰۲۶» منتشر کرده است که به بررسی روندهای بلندمدت تقاضای جهانی انرژی می‌پردازد. این گزارش در اصل بر روی دو مقطع کلیدی یعنی سال‌های ۲۰۳۵ و ۲۰۵۰ متمرکز بود تا نقطه اوج تقاضای انرژی را مشخص کند. بااین‌حال، آنچه این گزارش را از یک مطالعه آکادمیک به سندی فوری و راهبردی تبدیل کرده، وقوع جنگ در ایران و متعاقب آن، بحران کم‌سابقه در تنگه هرمز است. تنش‌های ژئوپلیتیکی نه‌تنها زنجیره تأمین انرژی را مختل کرده، بلکه جدول زمانی اوج تقاضا را نیز به جلو کشیده و معادلات انرژی جهان را برای همیشه دگرگون ساخته است. در ادامه، مهم‌ترین یافته‌های این گزارش و پیامدهای ناشی از بحران اخیر مرور می‌شود.

۱. تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی در معرض گسست

تنگه هرمز به‌عنوان باریک‌ترین و حساس‌ترین گذرگاه دریایی جهان، روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت خام و بخش قابل‌توجهی از محموله‌های گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را عبور می‌دهد. آغاز جنگ ایران، ناامنی در این آبراهه راهبردی را به اوج خود رساند و بلافاصله صنعت حمل‌ونقل دریایی را با بحران مواجه کرد. به استناد گزارش بین و تحلیل‌های منتشرشده در وب‌سایت haberglobal، اختلال در تردد نفت‌کش‌ها نه‌تنها موجب کاهش ناگهانی عرضه شد، بلکه حق‌الملامله (Risk Premium) قابل‌توجهی را به بهای نفت و گاز تحمیل کرده است. از سوی دیگر، مسیرهای جایگزین برای انتقال محموله‌های انرژی بسیار محدود، پرهزینه و زمان‌بر هستند. بیمه‌های دریایی و هزینه‌های لجستیکی در برخی کریدورهای جایگزین بین ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد داشته‌اند. تأخیر در محموله‌های LNG نیز به یکی از معضلات اصلی بازار تبدیل شده و علی‌رغم افزایش ۶۰ درصدی تجارت جهانی این محصول در دهه اخیر، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی را به‌خوبی نمایان ساخته است. بحران هرمز، مسئله «امنیت انرژی» را از یک گزاره نظری به دغدغه‌ای فوری برای سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی در سراسر جهان تبدیل کرده است.

۲. اوج تقاضا؛ از یک نقطه واحد به چند مسیر موازی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای گزارش بین، رد نگاه سنتی به «اوج تقاضای انرژی» به‌عنوان یک نقطه واحد است. بر اساس مدل‌های جدید، هر حامل انرژی مسیر جداگانه‌ای را طی خواهد کرد و اوج تقاضا برای هر یک در بازه زمانی متفاوتی رخ می‌دهد:

  • نفت خام: انتظار می‌رود تقاضای نفت در اواسط دهه ۲۰۳۰ (حدود سال ۲۰۳۵) به یک فلات برسد و میانگین تقاضای روزانه در حدود ۱۰۰ میلیون بشکه تثبیت شود. عامل اصلی این توقف رشد، گسترش حمل‌ونقل برقی و بهبود مستمر راندمان سوخت در صنایع سنگین است.
  • گاز طبیعی: برخلاف نفت، تقاضای گاز طبیعی روند صعودی خود را تا دهه ۲۰۴۰ ادامه خواهد داد. گاز به‌عنوان پل انتقال از زغال‌سنگ به انرژی‌های پاک، همچنان نقش حیاتی در تأمین برق پایدار و مصارف صنعتی ایفا می‌کند و در بسیاری از کشورها به ویژه در آسیا، به عنوان گزینه‌ای امن و مقرون‌به‌صرفه محسوب می‌شود.
  • برق: در این میان، برق تنها حاملی است که تقاضای آن تا سال ۲۰۵۰ و فراتر از آن به رشد خود ادامه می‌دهد. صنعتی‌شدن کشورهای درحال‌توسعه، شهرنشینی و گسترش دستگاه‌های برقی، همگی پشت این موج عظیم تقاضا قرار دارند.

این چندگانگی به این معناست که گذار انرژی، فرآیندی خطی و ساده نیست، بلکه تحولی پیچیده، فازی و وابسته به شرایط اقتصادی و سیاسی هر منطقه است.

۳. هوش مصنوعی؛ موتور پنهان رشد تقاضای برق

یکی از یافته‌های جنجالی و جدید گزارش بین، نقش شتاب‌دهنده هوش مصنوعی در مصرف انرژی است. برخلاف تصور رایج که صنایع سنگین را بزرگ‌ترین مصرف‌کننده برق می‌دانند، گزارش نشان می‌دهد که مراکز داده (دیتاسنترها) و زیرساخت‌های پردازش ابری، به‌ویژه برای تأمین انرژی مستمر و بی‌وقفه موردنیاز هوش مصنوعی، در حال تبدیل شدن به موتورهای جدید رشد تقاضای برق هستند. هوش مصنوعی به دلیل پردازش‌های سنگین ریاضیاتی، نیازمند توان محاسباتی فوق‌العاده بالایی است که مصرف برق آن سالانه با نرخ دو رقمی افزایش می‌یابد. این پدیده، پیش‌بینی‌های قبلی در مورد کاهش تدریجی تقاضای برق در کشورهای توسعه‌یافته را کاملاً نقض کرده و بار دیگر نشان می‌دهد که فناوری می‌تواند مسیرهای انرژی را به‌طور غیرمنتظره‌ای تغییر دهد.

۴. برخورد شوک عرضه با مقاومت تقاضا؛ طوفانی کامل در بازار انرژی

جنگ ایران و بحران هرمز از یک سو، و رشد ساختاری تقاضا ناشی از هوش مصنوعی و توسعه اقتصادی از سوی دیگر، دست به دست هم داده‌اند تا «طوفانی کامل» در بازار انرژی شکل بگیرد. گزارش بین تأکید دارد که سیستم انرژی جهانی هم‌اکنون تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار گرفته است: از یک سو، روندهای بلندمدت رشد تقاضا تا سال‌های ۲۰۳۵ و ۲۰۵۰؛ و از سوی دیگر، شوک‌های کوتاه‌مدت ژئوپلیتیکی که نوسانات شدید قیمتی را به همراه دارد. نتیجه این برخورد، بازاری فوق‌العاده غیرقابل‌پیش‌بینی است که در آن گذار انرژی نه به‌صورت حرکتی آرام و برنامه‌ریزی‌شده، بلکه به‌صورت «تکامل در میان تلاطم» پیش می‌رود. سرمایه‌گذاران و کشورها ناچار شده‌اند هم‌زمان به دو سناریوی متضاد فکر کنند: ادامه وابستگی به نفت و گاز منطقه‌ای، یا جهش شتابان به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی استراتژیک.

۵. پیامدهای ژرف بر چشم‌انداز جهانی انرژی

پیامدهای این وضعیت را در چند محور اساسی می‌توان خلاصه کرد:

اولاً، فشار صعودی بر قیمت‌های انرژی برای سال‌های متمادی ادامه خواهد یافت و بهبود اقتصاد جهانی را با چالش دائمی تورم همراه می‌سازد.

ثانیاً، کشورهای واردکننده خالص انرژی، به ویژه آن‌هایی که تنوع سبد تأمین خود را افزایش نداده‌اند، در برابر شوک‌های خارجی به شدت آسیب‌پذیر خواهند شد و امنیت ملی آن‌ها مستقیماً به ثبات یک منطقه درگیر جنگ گره می‌خورد.

ثالثاً، جدول زمانی گذار انرژی نیازمند بازنگری اساسی است. این پرسش بی‌پاسخ باقی مانده که آیا تشدید تنش‌ها، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک را سرعت می‌بخشد تا از وابستگی به خاورمیانه کاسته شود، یا اینکه کشورها را به سمت احیای نیروگاه‌های زغال‌سنگی و ذخایر نفت و گاز خودشان سوق خواهد داد (بازگشت به امنیت سنتی). به نظر می‌رسد پاسخ نهایی، تابعی از طول مدت جنگ و میزان تخریب زیرساخت‌های منطقه خواهد بود.

گزارش «انرژی و مواد ۲۰۲۶» شرکت بین، پرده از واقعیتی برداشته است که تا پیش از این در حاشیه مباحث نظری قرار داشت. جنگ ایران و بحران متعاقب آن در تنگه هرمز، مسئله اوج تقاضای انرژی را از یک پیش‌بینی دوربرد به یک چالش فوری و سوزان تبدیل کرد. سال ۲۰۳۵ دیگر صرفاً یک عدد در جداول آماری نیست؛ این سال به نمادی از آزمون بزرگ جهانی برای تاب‌آوری در برابر ترکیبی از شوک‌های ژئوپلیتیک و فشارهای ساختاری تقاضا تبدیل شده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ انرژی نیازمند طراحی نقشه‌راهی هستند که در آن، امنیت تأمین، مقرون‌به‌صرفه بودن اقتصاد و تعهدات اقلیمی، نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در بستری از عدم‌قطعیت مدیریت شوند. آینده انرژی جهان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما یک نکته روشن است: دوران ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در بازارهای انرژی برای همیشه به پایان رسیده است.


این یادداشت بر اساس گزارش «Energy and Materials 2026» شرکت بین (Bain & Company) و تحلیل منتشرشده در وب‌سایت haberglobal.com.tr در تاریخ ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ تهیه و تدوین شده است.

اینجا