اختلال آرام[۱]: آینده بانکداری و چرا بانکها در پسزمینه محو خواهند شد
مخربترین تغییر در آینده بانکداری، انفجاری نیست – نامرئی است. در آینده بانکداری، خدمات در اکوسیستمها ناپدید میشوند و بدون اصطکاک و فراگیر میشوند[۲]. این سیستمهای نامرئی به عنوان همراهان پرداخت عمل میکنند که هم کسبوکارها و هم مشتریان را از طریق طراحی انسانمحور توانمند میسازند. در اینجا دلیل محو شدن آرام بانکها و آنچه در پی آن میآید، آمده است.
چرا آینده بانکداری، جاسازیشده، نامرئی و تحت هدایت اکوسیستم است؟
تا سال ۲۰۴۰، آینده بانکداری از طریق همگرایی فناوریها و تغییر انتظارات مصرفکننده، اساساً متحول خواهد شد. بانکهای سنتی که زمانی بر چشمانداز مالی تسلط داشتند، به طور فزایندهای از صحنه مرکزی به زیرساختهای پسزمینه منتقل میشوند، زیرا امور مالی جاسازیشده، هوش مصنوعی و اکوسیستمهای دیجیتال، رهبری روابط با مشتری را بر عهده میگیرند.
تحقیقات فینتک ۲۰۴۰ یک گذار عمیق را نشان میدهد: بانکداری از یک مقصد به یک سرویس نامرئی در حال تکامل است. این به معنای ناپدید شدن عملکردهای بانکی نیست – بلکه به طور یکپارچه در پلتفرمهای غیرمالی[۳] و فعالیتهای روزانه ادغام میشوند. تصور کنید که از طریق یک اپلیکیشن خودرو که فوراً گزینههای تأمین مالی را بر اساس مشخصات مالی شما ارائه میدهد، یا یک اپلیکیشن سلامت که پس از تشخیص تغییر در آمار حیاتی شما، پوشش بیمه شما را به طور خودکار تنظیم میکند، یک خودرو خریداری میکنید. این سناریوها آینده خدمات مالی را نشان میدهند که در آن خود بانک نامرئی میشود.
پیشبینیهای صنعت نشان میدهد که تا سال ۲۰۴۰، تقریباً ۷۰٪ از تعاملات مالی از طریق کانالهای تعبیهشده[۴]به جای روابط مستقیم بانکی انجام خواهد شد. این نشان دهنده یک تغییر اساسی در نحوه تعامل مصرفکنندگان با خدمات مالی است و مدل بانکداری سنتی را در هسته خود به چالش میکشد.
آمادگی برای آینده بانکداری: چگونه مؤسسات باید نقش خود را مورد بازنگری قرار دهند
برای اینکه بانکهای سنتی در آینده بانکداری دیجیتال مرتبط باقی بمانند، باید یک تحول اساسی از «مالک خدمات[۵]» به «ارائهدهنده زیرساخت[۶]» را بپذیرند. این تغییر مستلزم تغییرات تکنولوژیکی و فرهنگی است که بانکها را به عنوان اجزای ضروری، هرچند کمتر قابل مشاهده، اکوسیستم مالی قرار میدهد.
تحولات کلیدی مورد نیاز برای بقا در محیط بانکداری مبتنی بر پلتفرم عبارتند از:
- توسعه API باز: ایجاد رابطهای کاربری قوی و امن که امکان ادغام یکپارچه با پلتفرمهای شخص ثالث را فراهم میکنند.
- استراتژیهای مشارکت اکوسیستم[۷]: ایجاد روابط با نهادهای غیرمالی که خدمات بانکی میتوانند در آنها تعبیه شوند.
- معماری بانکداری ماژولار[۸]: ساخت سیستمهای انعطافپذیر و مبتنی بر مؤلفه[۹] که میتوانند به صورت زمینهای در پلتفرمهای مختلف مستقر شوند.
- تخصص نظارتی به عنوان یک سرویس[۱۰]: استفاده از قابلیتهای انطباقداشتن، به عنوان یک مزیت رقابتی در اکوسیستمهای پلتفرم
یک چارچوب محوری استراتژیک برای موسسات بانکی شامل موارد زیر است:
- ارزیابی کانالهای فعلی ارتباط مستقیم با مصرفکننده و قابلیت دوام بلندمدت آنها
- شناسایی شرکای بالقوه اکوسیستم که خدمات بانکی میتوانند در آنها ارزش افزوده ایجاد کنند.
- توسعه زیرساخت فنی که از استقرار تعبیهشده پشتیبانی میکند[۱۱].
- تغییر هویت برند و گزاره ارزش پیرامون اعتماد، امنیت و توانمندسازی نامرئی
آینده بانکداری به طور فزایندهای حول محور ارائه ریلهایی خواهد چرخید که سایر خدمات بر روی آنها سوار و اجرا میشوند، نه اینکه خود مقصد باشند. موسسات پیشرو در حال حاضر از طریق ارائه خدمات بانکی به عنوان سرویس[۱۲]، مشارکتهای مالی تعبیهشده و سرمایهگذاریهای زیرساختی، در حال بررسی این تغییر هستند.
نوآوری مسئولانه[۱۳]: ایجاد اعتماد در آینده بانکداری
همچنان که بانکداری نامرئیتر و مبتنی بر هوش مصنوعی میشود، سوالات مربوط به شفافیت، حقوق مصرفکننده و پاسخگویی اهمیت جدیدی پیدا میکنند. آینده خدمات مالی باید بین راحتی و مسئولیتپذیری تعادل برقرار کند تا اطمینان حاصل شود که بانکداری فراگیر[۱۴] به معنای کاهش حمایت[۱۵] از مصرفکننده نیست.
چارچوبهای نظارتی مانند GDPR، قانون هوش مصنوعی اروپا و قانون تابآوری عملیاتی دیجیتال [۱۶](DORA) در حال حاضر در حال ایجاد محافظهایی برای نحوه مدیریت دادههای مالی و تصمیمات خودکار هستند. موسسات آیندهنگر این الزامات را نه به عنوان بار انطباق، بلکه به عنوان فرصتهایی برای تمایز از طریق نوآوری مسئولانه قرار میدهند.
فابیو پانتا، عضو هیئت اجرایی بانک مرکزی اروپا، این تنش را به خوبی درک کرد و خاطرنشان کرد: “ما باید اطمینان حاصل کنیم که افزایش بهرهوری از فناوری به قیمت از دست رفتن استقلال کاربر و رضایت آگاهانه او تمام نمیشود.” این اصل باید راهنمای چگونگی تکامل بانکداری در سال ۲۰۴۰ برای حفظ اعتماد حتی با کمتر دیده شدن خدمات باشد.
بانکداری تعبیهشدهی مسئولانه مستلزم موارد زیر است:
- انتساب شفاف خدمات مالی حتی زمانی که در پلتفرمهای دیگر تعبیه شده باشند
- توضیح شفاف تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی که بر دسترسی اعتباری یا مالی تأثیر میگذارند
- استانداردهای امنیتی و حریم خصوصی منسجم در تمام نقاط ادغام
- سازوکارهای نظارت و مداخله انسانی برای موقعیتهای پیچیده یا حساس
- فعالیت به عنوان همراهان پرداخت مورد اعتماد با رویکردی انسانمحور
؟* ؟رویکردی[mm1] که شفافیت، کنترل و رفاه مالی را در هسته خود به کاربران ارائه میدهد.
با حفظ این اصول، بانکها میتوانند به ارائهدهندگان زیرساخت تبدیل شوند و در عین حال اعتمادی را که از نظر تاریخی بزرگترین دارایی آنها بوده است، حفظ کنند.
مورد اقدام: چرا رهبران آیندهنگر نمیتوانند تا سال ۲۰۴۰ صبر کنند
تحول آینده بانکداری در حال حاضر در حال انجام است و نشانههای اولیه آن در بازار امروز قابل مشاهده است. در نظر بگیرید که چگونه اپل کارت با موفقیت یک محصول مالی را در یک اکوسیستم فناوری قرار داده است، چگونه سرویسهای Buy-Now-Pay-Later تأمین مالی را مستقیماً در تجربه خرید گنجاندهاند، یا چگونه APIهای فینتک اکنون قابلیتهای مالی را در برنامههای غیربانکی تقویت میکنند.
برای مدیران بانکی، مورد تجاری برای اقدام زودهنگام قانعکننده است:
- اهرم اکوسیستم: پیشگامان موقعیتهای ترجیحی را در پلتفرمهای نوظهور به دست میآورند.
- مزیت داده: ادغامهای اولیه بینش غنیتری از مشتری ایجاد میکنند.
- رهبری اعتباری: مؤسسات پیشگام جهت صنعت و انتظارات مصرفکننده را شکل میدهند.
سرعت تغییر به معنای انتظار برای تحقق کامل آینده بانکداری است، قبل از اینکه اقدام عملی امکانپذیر نباشد. در عوض، موسسات آیندهنگر باید:
۱. نقشه راه دقیق مشخص شده در گزارش فینتک ۲۰۴۰ را بررسی کنند.
۲. تیمهای نوآوری را برای شناسایی فرصتهای ادغام اکوسیستم درگیر کنند.
۳. طرحهای آزمایشی مالی تعبیهشده را برای آزمایش قابلیتها و پذیرش بازار راهاندازی کنند.
۴. پاسخهای استراتژیک به هوش مصنوعی در بانکداری و رقابت مبتنی بر پلتفرم را تدوین کنند.
این مراحل، سازمانها را در موقعیتی قرار میدهد تا در آیندهای که بانکداری در همه جا اتفاق میافتد، حتی اگر خود بانکها برای کاربران نهایی کمتر قابل مشاهده باشند، پیشرفت کنند.
پارادوکس پیشرفت: ضروری شدن در عین نامرئی شدن
آینده بانکداری با یک پارادوکس اساسی مشخص میشود: خدمات مالی حتی با محو شدن بانکهای سنتی در پسزمینه، مهمتر و فراگیرتر خواهند شد. این اختلال آرام، صنعت را عمیقتر از آنچه هر فناوری یا رقیبی میتواند از طریق رقابت مستقیم به تنهایی انجام دهد، تغییر شکل خواهد داد.
برای رهبران بانکی که در حال پیمایش این تحول هستند، الزامات استراتژیک واضح است:
۱٫ پذیرش تغییر از مقصد به زیرساخت
۲٫ توسعه قابلیتهای فنی برای ادغام اکوسیستم
۳٫ حفظ اعتماد از طریق خدمات تعبیهشده شفاف و مسئولانه
۴٫ اقدام زودهنگام برای تضمین موقعیتهای سودمند در پلتفرمهای نوظهور
مؤسساتی که با موفقیت این گذار را انجام میدهند، حتی با اینکه برای کاربران نهایی کمتر قابل مشاهده میشوند، برای سیستم مالی ضروری خواهند ماند. آنهایی که در برابر این تغییر مقاومت میکنند، با حرکت امور مالی از کانالهای اختصاصی به سمت تجربیات تعبیهشده، در معرض خطر به حاشیه رانده شدن فزاینده قرار میگیرند.
[۱] The quiet disruption
[۲] frictionless and ambient
[۳] non-financial platforms
[۴] embedded channels
[۵] service owner
[۶] infrastructure provider
[۷] Ecosystem partnership strategies
[۸] Modular banking architecture
[۹] component-based systems
[۱۰] Regulatory expertise as a service
[۱۱] Develop technical infrastructure that supports embedded deployment
[۱۲] banking-as-a-service
[۱۳] Responsible innovation
[۱۴] ambient banking
[۱۵] diminished
[۱۶] Digital Operational Resilience Act
[mm1]بولت برای بالایی دارد یا نه؟
